تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


دانلود دکلمه مرجان با صدای مهدی بیات  

سلام " همراهان گرامی"
امروز هم با دکلمه ای جدید در خدمت شما دوستان عزیز هستیم. دکلمه ای با صدای آقای مهدی بیات بنام "مرجان" با اشعاری از آقای حامد عسکری و موسیقی از "Yoo Tae Hwan" در وبلاگ منتشر می شود. امیدواریم از شنیدن این دکلمه لذت برده باشید.
دانلود در ادامه مطلب...

ادامه مطلب  

 

وقتی بیایی خانه تاریک است کاشانه را با شمع، روشن کنگلهای گلدان را نوازش کنیادی هم از تنهایی من کنوقتی بیایی نیستم اماعکسم همیشه توی قابت هستچشمت به در باشد که برگردمبی من مگر یک لحظه خوابت هست؟چشم انتظار روز موعودمآن لحظه در راه است نزدیک استکاشانه را با شمع روشن کنوقتی بیایی خانه تاریک است گ.ش

ادامه مطلب  

دکلمه سه شعر « دوتا چاقو، روز مرد و نسیم شرق» از محمدنصیر توکلی توسط خودش  

دکلمه سه شعر « دوتا چاقو، روز مرد و نسیم شرق» از محمدنصیر توکلی توسط خودش
 شعرهای « دوتا چاقو، روز مرد و نسیم شرق» از محمدنصیر توکلی، توسط خودش در محفل « ترنم شعر» که از طرف کانون ادبی فیروزکوه – غور، در 4 حمل/فروردین 1395 برگزار شده بود، دکلمه شده است.
برای دریافت سه دکلمه بالا اینجا کلیک کنید

ادامه مطلب  

 

باد می آورد؛پر ها،بال ها، پروانه راروی موهایِ تو آن شب می کشیدم شانه را
شرح می خواهم دهم یک داستانی کهنه راشعر می خواهد بگوید درد این کاشانه را
ای دریغا گفت مردم روزِ سردی پیشِ روستگفت می خواهم بسازم بینوایان خانه را
اره ای آورد تا در جنگلِ سر سبزِ دهجای را آماده سازد تا بسازد خانه را
هیچ کس چیزی نگفتا،اعتراضی هم نشد،ریخت او با هر درختی صد هزاران لانه را
بعد گفتا می روم ای بینوایان روز بعدباز می آیم بسازم خانه ای شاهانه را
روزها اما گذشتندو ن

ادامه مطلب  

چه کردی؟!  

تو با قلبِ ویرانه من چه کردي ببین عشقِ دیوانه من، چه کردي؟در ابریشمِ عادت، آسوده بودمتو با حالِ پروانه من چه کردي؟ننوشیده از جام چشمِ تو مستمخمار است میخانه من ، چه کردي؟مگر لایق تکیه دادن نبودمتا با حسرتِ شانه من چه کردي؟مرا خسته کردي و خود خسته رفتیسفر کرده، با خانه من چه کردي؟جهانِ من از گریه است خیسِ بارانتو با سقف  کاشانه من چه کردي ؟

ادامه مطلب  

 

یک نفر اینجا دلش تنگ است ، باور می کنی؟!
یک گذر بر قلب او ، یکبار دیگر می کنی؟!یک نفر دارد ، هوای پر کشیدن ، در دلت
یک سفر ، شهباز من ، با این کبوتر می کنی؟!ماه من ، چشمان زیبایت ، مرا دیوانه کرد !
با من دیوانه ، ای زیبای من ، سر می کنی؟گل بده در باغ دل ، تا جان دهم در پای تو
گل بده ، کاشانه ی دل را ، معطر می کنی؟!ساعتی پیشم نشین ، من خسته ام از زندگی
خستگی را از تنم ، با بوسه ای در می کنی؟گوش من لج می کند ، وقتیکه حرف از رفتن است !
صحبت رفتن ، تو با این آ

ادامه مطلب  

من میتوانم پیروز شوم  

حتی اگر زندگیم از دست برود باز هم زندگی میکنم.
من عادت دارم به جنگیدن.
جنگیدن با احساسی که حس ندارد
جنگیدن با آدمی که انسانیت ندارد
جنگیدن با علمی که سواد در آن نیست
جنگیدن با مدیری که ذات مدیریت ندارد
جنگیدن با هوایی که بادی در آن نمی وزد
جنگیدن با دوستی که کارش نارو زدن است
جنگیدن با جیبی که پراز خالی است
جنگیدن با کاشانه ای که سقف ندارد
جنگیدن با دیگی که خالی از غذاست
جنگیدن با خودکاری که خالی از جوهراست 
پس زندگی بجنگ تا بجنگم  مطمئنم پیرو

ادامه مطلب  

پول به عنوان وسیله حفظ ارزش  

وظیفه دیگر پول آن است که از آن میتوان به عنوان حفظ ارزش نیز استفاده نمود.این خصوصیات پول به تولید کننده این امکان را می دهد که تولیداتش را بفروشد و آنگاه هر موقعی که تمایل داشت کالای مورد نظرش را خریداری نماید.در حقیقت این خاصیت پول به آنها یک نوع اختیار و آزادی انتخاب زماني را میدهد.به عبارت دیگر تا زماني که افراد پول را نزد خود نگه دارند میتوانند در هر زمان از آن به منظور خرید کالای مورد نظر استفاده نمایند.این وظیفه پول به طریق مختلف میتوان

ادامه مطلب  

265  

"در این دنیا نبود،اما بیشتر از وقتی که زنده بود وجود داشت،اثر داشت و چقدر غاده خوابش را می دید.دیشب خواب دید مصطفی در صندلی چرخ داری نشسته و نمی تواند راه برود.دوید، گفت:«مصطفی چرا اینطوری شدی؟»گفت:«چرا گذاشتید من به این روز برسم؟چرا سکوت کرديد؟»غاده پرسید:«مگر چه شده؟»گفت:«برای من مجسمه ساخته اند،نگذارید این کار را بکنند.برو این مجسمه را بشکن.»بیدار که شد نمی دانست مصطفی چه میخواهد بگوید.پرس و جو کردو شنید که در دانشگاه شهید چمران اهوار از

ادامه مطلب  

از انسانیت تا آدم شدن  

پاییز که می آید، پرنده میداند که باید کوچ کند، برای فرار از وضع موجود، یا شاید نوعی سازگاری، بخاطر بقا، عشق به ادامه ی زندگی، امید، و چه آسان خانه و کاشانه را رها میکند و سبکبال میرود، به سوی مقصدی نامعلوم، بی حس تعلق، آزاد و رها، عاری و پاک از هر آزار و ویرانی... و در این سوی جهان، انسان، متعصب، وابسته و دلبسته، چه خودخواهانه، خود را اشرف مخلوقات می پندارد، و بهترین کاری که برای ادامه ی زندگی و بقا و امید و سازگاری، به ذهنش خطور می‌کند اینست ک

ادامه مطلب  

هارداسان؟  

چوخ دوشورسن یادیمه ای نازلی یاریم هارداسان؟
یاندیم هیجرانینده من ای گول عذاریم هارداسان؟
 
چون گؤزومدن گئتمیسن هیجرینده آغلار قالمیشام
یانددیریب یاخدین منی ای گؤز شراریم هارداسان؟
 
کیم سنی من تک سئوه ر هم سن بیلردین هم ده من؟
آختاریم هاردان سنی ایتگین باهاریم هارداسان؟
 
عشق صحراسینده من ایتگین دوشوب تک قالمیشام
جان بدندن چیخماق ایستیرای نگاریم هارداسان؟
 
دورماق ایستیر قان داماردا پیکریم ایشدن دوشوب
سسلیم هاردان سنی ای نازلی یاریم

ادامه مطلب  

عدم امکان مبادلات نسیه  

اقتصاد تهاتری از فقدان چیزی که بتوان به کمک آن پرداخت ها را در آینده انجام داد ، رنج می برد.به عبارت دیگر در سیستم مبادلات تهاتری ، امکان اینکه قراردادی به منظور پرداخت در آینده صورت گیرد وجود ندارد.در اقتصادی که مبادلات به صورت غیر تهاتری است پرداخت ها می تواند به آینده موکول گردد.معمولا افراد و موسسات توافق هایی در رابطه با خرید کاشانه اتومبیل و .... به صورت قسطی برای یک دوره زماني که سررسید پرداخت ها معمولا در آینده با یکدیگر دارند.اما در ا

ادامه مطلب  

 

یه خونه که با شهر کاری نداشت
 یه کوچه که آرومو بن بست بود
 یه گلدون سفالی پر از عطر یاس
 هوایی که از بوی گل مست بود
 تو رد میشدی خونه گر میگرفت
 صدای قدمهاتو تا میشنید
 دله پنجره باز میشد تو باد
غم از پشته شیشه سرک میکشید
غلط کردي عاشق شدی لعنتی
 غلط کردي پرده رو پس زدی
 یه رویا ازت تو سرم داشتم
غلط کردي به رویاهام دست زدی
 غلط کردي عاشق شدی لعنتی
 غلط کردي پرده رو پس زدی
 یه رویا ازت تو سرم داشتم
غلط کردي به رویاهام دست زدی
منو پنجره حالمون خوب

ادامه مطلب  

* تبریک تولد به یک هنرمند *  

 
مریم حیدرزاده ,  شاعره و نقاش , متولد 1356 در تهران می باشد . او فارغ التحصیل
حقوق قضایی از دانشگاه تهران است . وی در کودکی در اثر چند عمل جراحی بینایی
اش را از دست داد . او از اواخر دهه ی 1370 با نوشتن اشعاری به سبک محاوره ای
و با به کارگیری کلمات ساده شهرت یافت و بسیاری از خوانندگان داخلی از جمله : "
علیرضا عصار " و خارجی از ترانه های او استفاده کردند . اشعار " غریب مادر " و " راه
دشوار " با صدای " محسن چاوشی " و اشعار " بی قراری " , " دروغ ساده " , "
دلخوشی "

ادامه مطلب  

کل من کافری کردی بسوزی  

گُل من کافری کردي بسوزی

 

به حالم عاشقی کردي بسوزی


تو کافر هستی و مذهب نداری

 

به حقم کافری کردي بسوزی


تو که خون کرده ای دلهای عاشق

 

رُخت را گلناری کردي بسوزی


نچیدم یک گلی من از لبانت

 

لبت سرخ و گلی کردي بسوزی ج


هزاران بوسه دادی بهر دشمن

 

با بوسه عشق بازی کردي بسوزی


گل حنا زدی بر روی زلفات

 

با زلفت طنازی کردي بسوزی


برای بردن دلهای عاشق

 

همه جا دلبری کردي بسوزی


نشستی در بر رقیب صالح

 

لبت را عنابی کردي بسوزی
 
شاعر صالح سید یو

ادامه مطلب  

مساجد و جنگ نرم  

از جنگ نرم با عنوان جنگ شکل‌دهی ترجیحات دیگران یاد می‌شود[۱]. جنگی که در آن سه محور ماهواره، فضای سایبر و نرم‌افزارهای دیجیتال فعالیت می‌کنند، تا اراده و اختیار انسان‌ها را در چنگال خود بگیرند و آنگونه که می‌خواهند دیگران را تربیت نمایند. اگر در جهان اسلام می‌بینیم عده‌ای اولویت‌ها را فراموش کرده و به جای پرداختن به موضوعات مورد نیاز و به روز، به مسائلی دیگر می‌پردازند این ناشی از جنگ نرم دشمن است. همان دشمنی که با سه سلاح خود در خانه

ادامه مطلب  

گریزی هست؟ 1  

+ شما آن پایین،چیزی که گفته بودیم پیدا کردي؟
- من فراموش کرده بودم دنبال چه چیزی باید بگردم
+چرا فراموش کردي؟
- چون کار میکردم.از صبح تا شب جان می کندم.برای یک وعده غذا مجبور بودم مثل سگ بدوم.وقتی غذا می خوردم دوباره گرسنه می شدم و مجبور بودم دوباره کار کنم.زندگی من همه اش شده بود کار و کار و کار.فکر به دست اوردن اسایش همه چیز را از خاطره ام برده بود.هر چه بیشتر دنبال اسایش می رفتم آن را کمتر به دست می آوردم.ما آنجا مظلوم بودیم.
+از کسی کمک نخواستی؟


ادامه مطلب  

مستاجردل  

تو ای عشقم بیا دیوانه ام کن
ز  هر منزلگهی بی خانه ام کن
زشوقت گر دهم جان هم نگو حیف
از این حالت ،به جانان ،تو ، به ام کن
جسورانه شدم مستأجر دل
ببخشم هم پذیرش توبه ام کن
تو پیغامی بده باد صبا را 
مسیرش هم ره کاشانه ام کن
ز می مستم کن و ازدین خود گبر
ازآن مسجد سوی بتخانه ام کن
 
شعر از س.ن.ح

ادامه مطلب  

فیلم شعرخوانی محمدنصیر توکلی در محفل ترنم شعر  

فیلم شعرخوانی محمدنصیر توکلی در محفل ترنم شعر
در این مطلب فیلم سه شعر « دوتا چاقو، روز مرد و نسیم شرق» از محمدنصیر توکلی توسط خودش در محفل « ترنم شعر» دکلمه می شود. این محفل در 4 حمل/فروردین 1395، توسط کانون فرهنگی فیروزکوه-غور، در سالون کنفرانس های ریاست تربیه معلم غور راه اندازی شد و یکی از بهترین همایش های فرهنگی در روزهای نخست سال بود.
برای دریافت و دانلود فیلم‌(کلیپ)های هرسه شعر بالا، اینجا کلیک کنید
ابزار ویدیو

ادامه مطلب  

برایت متاسفم 2  

گفتی که توی دوازده سال منو دوست نداشتی .. و به من عشق نمی ورزیدی.....
نمی دونستی که هر زمان نگات می کردم با نگاهم عشقو بهت می فهموندم ولی اونقدر کند ذهن بودی و یا شاید اونقدر بدبین بودی که نمی فهمیدی.....
هر زمان که حرف عشق می زدم.... اونو پس می فرستادی .... و منو سرکوب می کردي....
یادته همیشه می گفتی .... گوشم از این حرفا پره....
عمل می خوام....
خودمو و کارامو وقف تو کردم تا شاید باور کنی ولی نتونستی....
چون اصلا معنی محبت رو بجز از خانواده ات درک نمی کردي و عشقو

ادامه مطلب  

 

همونقدر که خوب بودی...برام باور کردنی نبودی...مگه میشه یکی اینقدر مچ باشه؟ این همه همونی باشی که من می خوام و بعد تا حالا نبوده باشی؟
گاد هز ا پلن...
فکر میکردم واسه من کنار گذاشته شدی...
اما زدی همه کاسه کوزه ها رو خراب کردي..
دوستت داشتم واقعا...رفتنت ...با اون مدل رفتنت دلم رو شکوندی..ناامیدم کردي...دلم رو تکه تکه کردي!
 

ادامه مطلب  

سورپرایززززززززززز  

با همه ی وجودم خوشحالم که بلاخره شد
اصلا نمیدونم چه جوری از حسم بگم
یه هفته نمیتونستم از استرس روز تولدت بخوابم
چقدر نقشه کشیدم
چقدر فکر کردم
و همه ی استر س هاو فکرام میارزید به اون لحظه ای که برق خوشحالیو توو چشات دیدم
چه روزی شد روز تولدت
از دونبالت اومدن گرفته تا اژانس گزفتن محدثه
چقدر خندیدیم سر رقص چاقو
چقدر خنگ بودن گارسونای قلهک دره
نمیخام راجع به روزش اینجا حرف بزنم چون نه من نه تو این روزو تا آخر عمر یادمون نمیره
تولدت پیشاپیش مبارک

ادامه مطلب  

مرید  

تا صبح می نویسم، از ماجرای هرشب از قصه ی شبانه، یا خاطرات آن لب
آن لب که گفته ای دوست،تقدیرِماهمین است بی خوابی پُراز عشق، پیشانی پُراز تب
دردی که عشق دارد،ازکینه نیست عشق است مانند سردی برف،مانند نیشِ عقرب
با های های گریه،یا خنده های پُر ناز دیوانه ام تو کردي، از صبح تا به امشب
کعبه دل تو باشد،قبله به سوی مویت پیدا کن این مریدت، در کارزار مذهب
گفتم که می نویسم، اما نمی نویسم! ثبت است بردل من،مطلب به روی مطلب
#پروانه درس عشقش،درعاشقی گرفته

ادامه مطلب  

 

کدوم کوه و کمر بوی تو داره یارکدوم ماه جلوه ی روی تو دارههمون ماهی که از قبله زند فریادنشون از داغ ابروی تو دارهمجنون نبودم مجنونم کردياز شهر خودم بیرونم کردي یار
******
الا دختر که موهای تو بوره یاربه حموم می روی راه تو دورهبه حموم می روی زودی بیایی یارکه آتیش بر دلم مثل تنورهمجنون نبودم مجنونم کردياز شهر خودم بیرون کردي یار
******
ستاره در هوا نقش زمینه یارخودم انگشتر و یارم نگینهخداوندا نگهدار نگین باشهکه یار اول و آخر همینهمجنون نبودم مجنونم

ادامه مطلب  

گریه ی تو  

صبرکُن ای رویا، با تو من می آیم با قدم های تو من،تا خودت هم پایم
صبرکن نوبت عشق، نوبت عاشقی است صحبت عشق آمد، مست شد اعضایم
باز مانند نسیم، گیسویت می بوسم یا همانند چمن، سر به پایت سایم
قصه ساحل وموج،قصه ی دربدریست ماجرا این باشد! تشنه در دریایم
راستی یادت هست،آن شب پاییزی برگ هایم می ریخت، پای تو رویایم
راستی یادت هست، صبح زیبای بهار تو به یک خنده زدی،طعنه برشب هایم
راستی یادت هست،ظهر تابستان را سرد کردي بر من، سرد شد تب هایم
راستی یادت هس

ادامه مطلب  

 

چه کردي با خودت چاوش خون خاک بی زائر
چه کردي با خودت بغض خیابونای بی عابر
موذن زاده داره رو مزارت نوحه میخونه
چه کردي با خودت آوازه خون شهر بی شاعر
چه دردی میکشه عاشق فقط پاییز میدونه
خراسون از چه میناله فقط چنگیز میدونه
عذاب هرزه رویی رو گل جالیز میدونه
موذن زاده داره رو مزارت نوحه میخونه
منو بعد تو بادای پریشون خون بغل کردن
گل طوفان شدم موج منو اوج غزل کردن
وجودم آش و لاشه انفجارای دمادم شد
پس از تو روی من بمبای خنثی هم عمل کردن
نگاه کن من هم

ادامه مطلب  

 

وقتی قلبی را عاشق کردي وقتی وجودی را وابسته کردي وقتی نفس های یک نفر را به نام خودت زدیوقتی جان کسی را به نفس های خودت گره زدی وقتی احساسی را در کسی روشن کردي وقتی قلب کسی را صاحب شدی فقط...امانت دار خوبی باش تنهایش نگذار ترکش نکن به او خیانت نکن اگر بروی...اگر ترکش کنی چه با خداحافظی چه بی خداحافظی او میمیرد نه اینکه نفس هایش قطع و تنش سرد شود نه!احساسش میمیرد و هر عاشقی میداند مرگ احساس دردناک ترین مرگ دنیاست..

ادامه مطلب  

دلتنگی  

..دلتنگیتنها واژه ایستک در سطر سطر اشعارمدست وپا میزندمیخاهم همه را رها کنممیخاهم با همین دل تنگم قدم بگذارم در دشت رویاهاوخود را بسپارم ب قاصدک های عاشقی ک در دشتت رها کرديب من نظاره کنتو نیستی و شعرهایم چ دلگیر بی تو برگزیده میشودبین کدام قاصدک ها ب نظاره نشسته ایک هوای مهربانیت را چنین در همه جا پر کرده اند

ادامه مطلب  

قمار  

حرفهای مرا نمی فهمی، چشمهای  مرا نمی خوانی
قول دادم که عاشقت باشم، عشق کردي مرا برنجانی
داغ دیدم نگاه سردت را، عشق کردي که عاشقم بکنی
گفته بودم که سوخت خواهم داد، سایه ات را اگر که کم بکنی
حال من بی تو حال خوبی نیست، مرده ام، خسته ام، غمم، آهم
هر کسی جز تو خوب می دانست خاطرت را زیاد می خواهم
گفته بودم که مرد می مانم، عاقبت گریه اتفاق افتاد
قلبم از اشتیاق خالی شد، زندگی از دل و دماغ افتاد
درد من را سلامتی می داد، غصه را زهرمار می کردم
تو اگر دل نم

ادامه مطلب  

جک 20  

زنم زنگ زده داد و فریاد میگه:خاک تو سرت آشغال مگه من واست چی کم گذاشتم؟دلت به حال اون طفل معصوممون نسوخت؟چرا این کارو با من کردي؟منو میگی ۳تا سکته رو رد کردم بعدش خندید و گفت:...الکی مثلا بهم خیانت کردي…!!..به خدا یه لحظه فک کردم همه چیرو فهمیده

ادامه مطلب  

بزرگداشت روز 13 آبان ماه : روز دانش آموز  

سیزده آبان سال 1343، روزی که مزدوران امریکا که متأسفانه سالها بر این کشور فرمانروائی میکردند، امام بزرگوار ما را به خاطر مبارزه‌ی با قانون امریکائی کاپیتولاسیون در قم دستگیر کردند و از کشور تبعید کردند. سیزده آبان در سال 1357 دانش‌آموزان ما به وسیله‌ی همان مزدوران مسلط امریکائی در کشور ما، جان باختند؛ قتل عام شدند. این دومین ضربه‌ای بود که امریکا به وسیله‌ی ایادی خود بر ملت و کشور ما وارد کرد. لکن بعد از این، سومین خاطره پیش آمد، که سیزده آب

ادامه مطلب  

حدیثی از پیامبر اکرم محمد مصطفی (ص)  



ادامه مطلب  

81  

مثلا از دست خودت عصبی باشی که چرا با دوست پسر مجازیت بعد از اینکه رفتی مهردادت رو دیدی و بوسیدی و بغلش کردي، بازم دیشب حرف زدی؟ و انگار که توضیح بدهکاری توضیح دادی خودت رو. 
 
مثلا از دست خودت عصبی باشی که چرا صبح یکم تنبلی کردي و به کلاست نرسیدی؟ هر چند که تقصیر رو مستقیما میندازی گردن فاطمه و چراغ روشن کردنش سر 7 صبح و کاملا حق داری. 
 
مثلا صمیمی ترین دوستت با دو سه تا از دخترای دیگه پشت بوفه باشن و ازت عکس پاییزی خوب بگیرن و بگی ممنون که اتفاق

ادامه مطلب  

 

هوا سرد شده مهربانم نکنه تو سردت بشه من از سرما بیزارم 
از سرما از سوزش از نشستن برف بر روی زمین مرا ب یاد روز های تلخ میبرد به روز های عمل کلیه ات که هوا سرد بود تو‌حبس در خانه شدی به ۲۹ابان لعنتی سال ۹۳ک ی کلیه شدی یکیشو از شوخی ب ما میگفتی اضافه بود انداختم رفت ک ما ناراحت نشیمفکر کردي ما نفهمیم از روی ناراحتی این حرف رو زدی  ولی من میدونستم ناراحتی ب فاصله ۸ماه بعدم خودت را از ما دور کردي دلتنگتم کاش پیشت بودم کاش دردت بر من بود چرا چرا خدا ب

ادامه مطلب  

شاکرو شاعر شهیر کورد  

زبان کردي کرمانجی از گذشته تاکنون همواره با چالش های فراوانی روبرو شده است . ترک ها بیشترین ضربه را بر این زبان وارد آورده اند. با استقرار رژیم مصطفی کمال آتاترک و سرکوب قیام های شیخ سعید پیران،چیای آگری وسیدرضا، دیکتاتوری آتاترک همه جا را فرا گرفت. وی در سال 1929 حتی اذان به عربی را ممنوع کرد. اذان و نماز و همه واجبات دینی بایستی به ترکی گفته می شد. به عنوان مثال به جای الله اکبر باید می گفتند (تانری بویوکدیر – خداوند بزگ است). زبان کردي کرمانجی

ادامه مطلب  

زندگی نامه ی شهید مصطفی چمران  

زندگی نامه ی شهید چمران
سخن گفتن از شهیدی با ابعاد گوناگون، از اسوه‏ای که جمع اضداد بود، از آهن و اشک، از شیر بیشة نبرد و عارف شب‏های قیرگون، از پدر یتیمان و دشمن سرسخت کافران بسیار سخت بلکه محال است. سخن گفتن از شهید دکتر مصطفی چمران، این مرد عمل و نه مرد سخن، این نمونه کامل هجرت، جهاد و شهادت، این شاگرد مکتب علی(ع)، این مالک‏اشتر جنوب لبنان و حمزة کربلای خوزستان سخت و دشوار است. چرا که حتی نمی‏توان یکی از ابعاد وجودی او را آنگونه که هست، تو

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
تبلیغات
ورود به کانال تلگرام